مردسالاری شمشير دو دَم(بخش سوم)

by

لینک بخش اول

لینک بخش دوم

یکی دیگر از نمودهای درد خود سوژه بینی مطلق در سکس بروز پیدا می کند. سکسی که با وجود شواهد ارگانیک(ارگاسم زنانه) فعلی مشترک است که قرار است در آن هردو طرف هم نقش سوژه هم نقش ابژه را بازی کنند و قرار است این پروسه مجموعه ای لذت بخش شود. اگر قرار بود از نظر ارگانیک تفکیک مشخصی بین سوژه و ابژه باشد هیچ نیازی به لذت زنانه که نمود بارز آن در ارگاسم ارگانیک آنها مشاهده می شود، نمی بود؛ چرا که کارکرد تولید مثلی سکس بدون آن هم تامین می شد. همانطور که در مورد زنان ختنه شده تامین می شود. پس آنچه شواهد ارگانیک به ما می دهد آن است که سکس فعلی است که هردو طرف قرار است طرف مقابل را برای رسیدن به ارگاسم ابژه کنند و طبعا برای منقص نشدن عیششان این ابژه شدن هم خود باید مایه لذت باشد. روان جنسی ما هم در این زمینه بطور طبیعی تابع بدن ما است. در حالی که در پروسه تربیت روانی جنسی کلیشه هایی به ذهن ما تزرق می شوند که لذت مردانه با زنانه متفاوت است. یکی بر فاعلیت سوار است و دیگری بر انفعال. برای تقویت این روند از دو گرایش نامربوط به این مساله نیز سو استفاده شده است: تقویت مازوخیسم افراطی در زنان و سادیسم افراطی در مردان. گذشته از همه این جریاناتی که سرکوب روانی بوجود می آورد آنچه واضح است دردهای معمولا مزمن و غیرقابل بیانی است که چنین دفرمگی هایی در روان انسان موجب آن می شود. یکی از بزرگترین دلایل شکایت عده کثیری از مردان از روابط جنسی شان می تواند به همین مساله برگردد. روان همه انسانها از جمله مردان برای رسیدن به لذت واقعی نیاز به حداقلی از ابژکتیویته دارد. چیزی که ما مردان بدان دسترسی نداریم. تحریک نمی شویم چون روانمان آن سیگنالهای لازم برای تحریک را دریافت نکرده است. در اعماق روانمان می خواهیم در همان حین که فاعل سکس ایم، مفعول هم باشیم؛ اما ناخودآگاهمان یاری نمی کند. این جریان جریانی است که معکوس آن زنان را دچار مشکلات عدیده جنسی کرده است. دردناک اینجا است که ذهنیت مردانه سوژه محور تنها می تواند دیگران را ابزار لذت کند و نمی تواند زیر بار این برود که ابزار لذت شود؛ ابزار لذت شدنی که خود از عوامل مهم لذت جنسی و سکس مناسب و کامل است.

مشکل زود انزالی و کم توانی مردان در سکس را می توان از این دیدگاه تحلیل کرد که آنجایی که سوبژکتیویته لحظه ای خاموش می شود و جایی است که در شرایط طبیعی می توان بار را بر دوش لذت معکوس(مفعولیت انداخت)، در شرایط دِفُرمه فعلی، جایگزینی برایش در دست روان مردانه نیست که آن فعل و انفعال لذت بخش را امتداد بدهد. به علاوه ذهنیت سوبژکتیو مردانه هدف محور است و چه هدف ارگانیکی مناسب تر از انزال برای تطبیق بر هدف در دوگانه غیر هم ارزش هدف-مسیر. اینجا جایی است که جای خالی انفعال لازم برای لذت از مسیر به شدت توی ذوق می زند. شاید فقط به دلیل همین انطباق هدف بر ارگاسم، ادامه فرآیند سکس بعد از ارگاسم دچار مشکل می شود. از نظر بیولوژیک ثابت شده که نقطه ارگاسم لزوما بر نقطه اتمام نعوظ منطبق نیست وشاید اگر ذهنیت پایان مسیر(سکس) در رسیدن به هدف(ارگاسم)، برای مردان ذهنیتی پیشینی نبود، اصولا مشکلی به نام زود انزالی اینگونه گسترده نمی بود؛ چرا که ایراد اصلی زود انزالی خود انزال نیست بلکه از بین رفتن ارکشن لازم برای ادامه سکس است. و شاید اگر ارگاسم را بی ارتباط به فعل و انفعال سکس می دیدیم، مشاله حل بود. دردناک اینجا است که اینگونه نیست که این قلب مفاهیم بتواند روان جنسی مارا گمراه کند؛ وقتی در فعل و انفعالی چند دقیقه ایِ یک طرفه به ارگاسم رسیدی و روانت دیگر ادامه را متصور نبود، افسردگی مردانه آغاز می شود. افسردگی ناشی از ناکارآمدی جنسی که تا شکل های اگزجره وطنزآمیزی مثل شماتت خود به دلیل سایز آلت یا زود انزالی پیش می رود. با مزه اینجا است که این موضوعات به نظر عینی خود با مسائل روانی به شدت در ارتباط اند و می توانند با تلقین های ناشی از ضعف کوچک اولیه ای وارد چرخه تشدید شوند.

مساله دیگر بری شدن بدن مرد از ارزش سکسوال است. سوژه قابل ارزش گذاری نیست؛ بلکه ارزش گذار مطلق است. و هر عنصری برای اینکه بتواند ارزشمند بودن خود در جمع را حس کند، نیاز به خود ابژه بینی دارد. به نظر نیاز به ارزشمند بودن از دید دیگران که در همه ابعاد دیگر روانی بشر هم نیازی حیاتی است، در سکس هم باید ارضا شود. نیازی روانی که درباره مردها دراز مدتی –شاید به طول سیطره مطلق مردسالاری بر جامعه بشری- است تامین نشده. چنانکه شاید ما درد می کشیم؛ طعم عدم رضایت همیشه زیر زبان مان است؛ زنان را بی دلیل و بی ربط مورد عتاب و خطاب قرار می دهیم اما کلیشه های مستولی بر ذهن مردانه حتی اجازه نمی دهند تصور کنیم علت اصلی همه اینها چیست. از عواقب دیگر عاری شدن بدن مرد از ارزش سکسوال، کالا شدن سکس است. چیزی که دامنگیر هر دو جنس می شود. مرد برای رسیدن به سکس زن باید چیزی فرای سکس خود(که فاقد ارزش به حساب می آید) چه مادی چه معنوی بپردازد. از طرفی زن و بدن او در این پروسه کالا می شود (که این هم حالت مطلوبی برای زنان به عنوان انسان نیست) از طرف دیگر مرد فشار مضاعفی را حال چه مالی چه معنوی برای بدست آورد سکس به عنوان فاکتوری حیاتی برای زندگی متحمل می شود؛ معامله ای دو سر باخت…

ادامه دارد

یاشار گرمستانی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: